Skip Navigation Links.
من «هليله» هستم !
فارسي من هليله است، اعراب آنرا معرب كرده اهليج گويند. من داراي انواع و اقسام به نامهاي هليله زرد، هليله سياه، هليله كابلي و هليله چيني هستم. هليله كابلي محصول هندوستان است و چون سابقا آن را از راه كابل به ايران آورده‏اند، به كابلي معروف شده است. ميوه انواع ما موقعي كه تازه است، بيضي يا گلابي شكل است كه پس از خشك شدن سخت و ناهموار مي‏گردد و داراي مواد صمغي، تانن فراوان و مواد خلطآور و چند نوع قند است. در كتاب طب الائمه از قول حضرت رضا روايت كرده‏اند كه روزي جمعي از پزشكان در محضر ايشان از خواص چندين دارو توصيف مي‏كردند، آنحضرت فرمودند كه شما از اين ادويه تعريف مي‏كنيد، ولي نمي‏دانم چرا هليله و رازيانه را فراموش كرده‏ايد؟ هر كس در روز يك هليله كابلي را در دهان گذاشته و بمكده، موي سر او سياه نشود... اين خاصيت در انواع ديگر ما هليله‏ها نيز موجود است، انواع ما هليله‏ها براي تقويت معده، حافظه، ذهن و حواس ظاهري و باطني مفيد ميباشند براي سردرد، ماليخوليا و رفع وسواس و امراض روحي سود فراوان داريم. استعمال ما در موقع داشتن تب چه از راه خوردن و چه از راه تنقيه جايز نيست. براي رفع نسيان دارويي موثرتر از هليله كابلي نمي‏باشد. هليله پرورده و مرباي هليله مقوي كبد و حواس پنجگانه است، و پاشيدن سوخته هليله خون بواسير را بند مي‏آورد، و براي تقويت دندان و لثه مجرب است. خوردن خيسانده و جوشانده من بهتر از جرم من است. سابقا مرا براي معالجه جذام هم تجويز مي‏كردند و با اينكه خوردن و تنقيه جوشانده مرا براي كساني كه تب دارند منع كرده‏اند، در مورد سرسام (مننژيت) افزودن آن را به تنقيه تجويز نموده‏اند. مقدار خوراك من دو مثقال و در جوشانده تا هفت مثقال است.
زبان خوراكيها جلد سوم دكتر غياث الدين جزايرى HyperLink  افزودن به يادداشتها


تصویر روز
 



و اما حق مادرت ايـن است بداني او تو را در شكـم خود حمل كرده كه احدي كسي را آن گـونه حمل نكنـد و از ميـوه دلـش به تـو خـورانيده كه كسـي از آن به ديگري نخـورانـد, و اوست كه تـو را بـا گـوش و چشـم و دست و پا و مـو و همه اعضايـش نگهداري كرده بديـن فداكاري شاداب شادمان و مواظب بـوده و هر ناگواري و درد و سنگينـي و غمـي را تحمل كرده تا (توانسته) دست قـدرت (مكروهات) را از تـو دفع نموده و تو را ازآنها رهانده و به روي زميـن كشانده و باز هـم خوش بوده كه تو سير باشي و او گرسنه, و تو جامه پوشي و او برهنه باشد, تو را سيراب كند و خود تشنه بماند, تو را درسايه بدارد و خـود زير آفتاب باشد و با سختي كشيدن تـو را به نعمت رساند, و با بيخوابي خود, تو را به خواب كند, شكمـش ظرف وجود تو بوده و دامنش آسايشگاه تو و پستايش مشك آب تو و جانـش فداي تو و به خاطر تو, و به حساب تـو, گرم و سرد و روزگار راچشيده است. به ايـن اندازه قدرش را بـدانـي و ايـن رانتـوانـي مگـر به يـاري و تـوفيق خـدا.
حضرت امام سجاد(ع)