Skip Navigation Links.
سرطان كبد
قسمت اول
مترجم : مهدي جهانتاب
كبد بزرگترين عضو داخلي بدن شماست كه در زير دنده هاي سمت راست و تقريبا پايين تر از ريه سمت راست و ديافراگم قرار گرفته است . اگر شما انگشتانتان را به زير دنده هاي سمت راست بدنتان فرو كنيد , احتمالا قادر خواهيد بود كه آن را لمس نماييد.
ظاهر كبد شبيه يك هرم مي باشد كه به دو لب (قسمت ) راست و چپ تقسيم شده است . لبها , خود به بخشهايي تقسيم شده اند. كبد برخلاف اكثر اعضاي ديگر بدن , خون را از دو منبع دريافت مي كند. يكي از اين منابع سرخرگ كبدي است . اين سرخرگ خوني را براي كبد تامين مي كند كه سرشار از اكسيژن است . منبع ديگر سياهرگ دروازه اي مي باشد. اين رگ , خوني سرشار از مواد مغذي را از روده ها به كبد منتقل مي كند.
شما بدون وجود كبد نمي توانيد زندگي كنيد. كار كبد ذخيره سازي مقدار زيادي از مواد مغذي جذب شده توسط روده مي باشد. وجود اين مواد مغذي براي كاركرد بدن ضروري است . بعضي از اين مواد غذايي بايد قبل از آنكه به وسيله قسمتهاي مختلف بدن براي توليد انرژي يا ساخت و مرمت بافتها مورد استفاده قرار گيرد , در كبد از لحاظ شيميايي تغيير شكل پيدا كند. كبد فاكتورهاي لخته كننده خون را توليد مي كند به گونه اي كه اين فاكتورها از خونريزي شديد در هنگام بريدگي يا ساير آسيبها جلوگيري به عمل مي آورد. همچنين كبد براي كمك به جذب مواد مغذي , اقدام به ترشح صفرا به داخل روده مي نمايد. كبد نقش بسيار مهمي در دفع مواد زايد سمي از بدن را ايفا مي كند.
كبد از چندين نوع سلول مختلف تشكيل شده و به همين دليل است كه چندين نوع تومور بدخيم (سرطاني ) و خوش خيم مي تواند در آن شكل گيرد. اين تومورها كه به دلايل مختلف شكل مي گيرند به شيوه هاي مختلف درمان شده و پيش آگهي هاي (چشم اندازي براي كسب سلامتي و بهبودي ) متفاوتي نيز دارند.
تومورهاي خوش خيم :
رايج ترين نوع خوش خيم تومورهاي كبدي از رگهاي خوني شروع به رشد مي نمايد. اين ضايعه « همانژيوم » نام دارد. اكثر تومورهاي همانژيوم هيچ علايمي در كبد به وجود نمي آورند و به همين دليل نياز به درمان نيز ندارند. برخي از اين تومورها ممكن است خونريزي نمايند كه در اين صورت براي خارج نمودن آنها نياز به جراحي مي باشد.
« ادنوم هاي كبدي » نيز نوعي از تومورهاي خوش خيم هستند كه از سلولهاي كبدي ـ صفرايي (نوع اصلي سلول كبد) شروع به رشد مي كند و اكثرا هم باعث به وجود آوردن هيچ علامتي نمي شود و نياز به درمان ندارد. برخي از اين تومورها ممكن است باعث ايجاد يك توده و يا درد در ناحيه شكمي (معده ) و يا كم خوني شوند كه در اين صورت ممكن است براي خارج كردن آن نياز به جراحي باشد. اگر شما از قرصهاي ضد بارداري استفاده مي كنيد , شانس بسيار بالايي در ابتلا به يكي از اين تومورها داريد. متوقف نمودن مصرف اين قرصها مي تواند باعث كوچك شدن و يا كاهش تعداد تومورها شود.
نوع ديگر شبه تومورهاي خوش خيم , « هيپرپلازي كانوني ندولر مي باشد كه از چندين نوع از سلولها (سلولهاي كبدي , سلولهاي مجراي صفرا و بافت پيوندي ) تشكيل مي شود. در صورت وجود علايم , اين تومور را مي توان از طريق جراحي خارج نمود و به اين ترتيب بيمار را معالجه نمود. اين تومورها در زنان بيشتر از مردان رايج است .
تومورهاي بدخيم :
آنژيوساركوم يا همانژيوساركوم :
اين سرطانهاي نادر رشد خود را از رگهاي خوني كبد شروع مي كنند. بيشتر افرادي كه مبتلا به اين نوع سرطانها مي شوند , افرادي هستند كه بدون استفاده از پوشش و محافظ در معرض استنشاق كلريد وينيل يا دي اكسيد توريم قرار مي گيرند. كريدوينيل , نوعي ماده شيميايي است كه در ساخت بعضي از انواع پلاستيكها به كار مي رود. دي اكسيد توريم نيز يك ماده شيميايي است كه در گذشته به عنوان يكي از مراحل آزمايش اشعه ايكس به برخي از بيماران تزريق مي شده است .
زماني كه خاصيت سرطان زا بودن اين مواد شيميايي تشخيص داده شد , قدمهايي براي ريشه كن كردن يا كاهش خطر آن برداشته شد. در حال حاضر كارگراني كه بدون استفاده از پوشش و يا محافظ در معرض استنشاق كلريد وينيل قرار دارند , به طور جدي تحت كنترل مي باشند. در عين حال فرايند ساخت انواع پلاستيك نيز تغيير شكل يافته است . استفاده از ماده شيميايي دي اكسيد توريم در پزشكي نيز در حدود 50 سال است كه متوقف گشته است .
از آنجا كه آنژيوساركوم ها به سرعت رشد كرده و معمولا بيش از حد گسترش پيدا مي كنند , با گذشت زمان مي توان آنها را يافت و با عمل جراحي خارج نمود. در اين جا شيمي درماني و پرتودرماني كمك چنداني نمي كند و اكثر بيماران كمتر از شش ماه پس از تشخيص زنده مي مانند.
غده سرطاني كولانژيوم :
در حدود 13 درصد از سرطانهاي اوليه كبد از نوع غده سرطاني (كارسنيوم ) كولانژيوم مي باشند. اين سرطانها رشد خود را از مجاري صفرا در داخل كبد شروع مي كند. اگر شما مبتلا به سنگ صفرا يا التهاب كيسه صفرا , كوليت زخمي مزمن (التهابي كه به صورت بلندمدت در روده بزرگ باقي بماند) يا يك بيماري عفوني همراه با كرم انگلي كه در بخشهايي از آسيا با نام « كلونوركيس » (كرم پهن كبد) ديده شده , باشيد , در خطر بيشتري براي ابتلا به اين سرطان هستيد.
بيماري كه دچار اين نوع سرطان مي شود , ممكن است در ناحيه شكمي به ويژه در سمت راست آن , احساس درد داشته باشد. غالبا كبد بيمار بزرگ خواهد شد و گاهي اوقات سرطان از نزديك ناف كبد (فرورفتگي روي كبد كه مجاري صفرا در مسير حركت خود به سوي كيسه صفرا از آن قسمت خارج مي شوند) شروع خواهد شد. كه در اين صورت ممكن است بيمار دچار يرقان شود و علامت آن تغيير رنگ پوست و چشمها به زرد مايل به سبز مي باشد.
اكثر غده هاي سرطاني كولانژيوم را نمي توان به طور كامل از طريق جراحي خارج نمود و اين بدان دليل است كه اين غده ها بيش از حد بزرگ هستند و يا در بخشي از كبد قرار گرفته اند كه امكان برداشتن آنها به وسيله جراحي نيست . معمولا در اين مرحله شيمي درماني و پرتودرماني نيز كمك چنداني نمي كند. به همين دليل بيشتر افرادي كه داراي كارسينوم كولانژيوم مي باشند , تنها شش ماه بعد از تشخيص زنده مي مانند. انجام عمل « باي پس » بر روي مجاري صفرا كه به علت سرطان بسته شده اند. موقتا برخي از علايم را برطرف مي سازد.
تومور هامارتوم كبد :
معمولا كودكان زير 4 سال , امكان ابتلا به اين نوع نادر از سرطان كبد را دارند. سلولهاي هامارتوم شبيه سلولهاي دوران جنيني كبد هستند. در حدود 70 درصد از كودكاني كه به اين بيماري مبتلا شوند , با موفقيت درمان خواهند شد و ميزان زندها ماندن آنها زمانيكه بيماري در مراحل اوليه تشخيص داده شود , بالاي 90 درصد است . همچنين شيمي درماني , تاثير مطلوبي در بهبود اين كودكان خواهد داشت .
كارسينوم هپاتوسلولار :
رايج ترين شكل سرطان كبد در ميان بزرگسالان , غده سرطاني سلولهاي كبدي يا كارسيوم هپاتوسلولار مي باشد. علت نامگذاري اين سرطان از آنجا ناشي مي شود كه نوع اصلي سلولهاي كبد يعني سلولهاي كبدي ـ صفرايي منشا اصلي اين سرطان مي باشند . در حدود 75 درصد از سرطانهاي اوليه كبد از اين نوع به شمار مي روند.
سرطان هپاتوسلولار به شكلهاي مختلفي رشد مي كند. در مقايسه با سرطانهاي اوليه كبد كه رشد خود را از كبد آغاز مي كنند , تومورهاي كبدي ثانويه يا متاستاتيك , تومورهايي هستند كه از ساير اعضاي بدن نظير پانكراس , روده بزرگ , معده , سينه , ريه و غيره شروع به رشد كرده بود و به صورت ثانويه به كبد گسترش پيدا مي كنند. اين تومورها كه بعد از فراگيري در محل اصلي خود , نامگذاري مي شوند , از اين پس به عنوان ثانويه به شمار مي روند. به عنوان مثال سرطاني كه رشد خود را از بافت سينه آغاز كرده و سپس به كبد گسترش پيدا مي كند , سرطان سينه ثانويه ناميده مي شود. در آمريكا و اروپا , تومورهاي كبدي ثانويه نسبت به سرطانهاي اوليه كبد , شايع تر مي باشند. درست برعكس اين مسئله در بسياري از نواحي آسيا و آفريقا صادق است .
برخي از تومورهاي كبدي به صورت يك تومور مجزا به وجود آمده و رشد مي كنند و فقط در صورت عدم توجه به اين بيماري به ساير بخشهاي كبد گسترش پيدا مي كنند.
نوع ديگري از سرطان كبد وجود دارد كه از همان ابتدا به شكل شاخكهايي در ميان بافت كبد , شروع به رشد و گسترش نموده و منحصر به يك تومور مجزا نمي باشد. بيشتر اوقات اين نوع تومور در افرادي كه مبتلا به سيروز كبدي بوده اند , مشاهده مي شود.
در يكي ديگر از انواع سرطان كبد , سرطان به صورت غده هايي در بخشهاي مختلف كبد شكل مي گيرند.
گاهي اوقات نيز شكل غده مشخص نيست و سرطان با هيچ يك از انواعي كه گفته شد , هماهنگي ندارد.
پزشكان قادرند در زير ميكروسكوپ چندين زير گروه از سرطان هپاتوسلولار را تشخيص دهند. مهمترين اين زير گروهها « فيبروم لايه اي » نام دارد. بيماران مبتلا به اين نوع سرطان در مقايسه با مبتلايان به ساير زيرگروهها از لحاظ سني جوانتر هستند و اغلب زنان مي باشند. اين زيرگروه در مقايسه با شكلهاي ديگر سرطان هپاتوسلولار , از پيش آگهي بسيار بهتري برخوردار است .
سرطان كبد ثانويه :
اكثر اوقات وقتي سرطان در كبد ديده مي شود , در حقيقت رشد خود را از آنجا آغاز نكرده , يعني در كبد شكل نگرفته است . بلكه از سرطاني كه در قسمتي ديگر از بدن وجود داشته , به كبد سرايت كرده است . اين تومورهاي ثانويه كبد , در اعضاي ديگر بدن نظير پانكراس , روده بزرگ , معده , سينه , ريه و... شكل مي گيرند و سپس به كبد گسترش پيدا مي كنند. اين تومورها كه بعد از قرارگيري در محل اصلي خود , نامگذاري مي شوند , از اين پس متاستاتيك يا ثانويه ناميده مي شوند.
آمار مهم و كليدي سرطان كبد :
انجمن سرطان ايالات متحده برآورد نموده است كه تعداد 16200 مورد جديد از سرطان اوليه كبد و سرطان مجراي صفراي درون كبدي شناسايي شده است كه از اين تعداد 10700 نفر را مردان و 5500 را زنان تشكيل داده اند . همچنين در حدود 14100 نفر در اثر اين بيماري جان خود را از دست داده اند كه 8900 تن از اين آمار به مردان و مابقي به زنان اختصاص داشته است .
در مقايسه با بسياري از سرطان هاي ديگر , تعداد افرادي كه مبتلا به سرطان كبد شده و بر اثر اين بيماري فوت كرده اند , در حال افزايش است .
اين نوع سرطان در كشورهاي شرق آسيا , آفريقا و آسيا ده برابر بيشتر از نقاط ديگر جهان شايع است و در بسياري از كشورها , رايج ترين نوع سرطان محسوب مي شود.
از آن جا كه علايم سرطان كبد تا هنگاميكه اين بيماري پيشرفت نكند , ظاهر نمي شود , فقط مي توان تعداد اندكي از اين تومورها را در مراحل پيش رس واوليه شناسايي نمود و به وسيله جراحي خارج كرد. در كمتر از 30 درصد بيماراني كه تحت عمل جراحي تحقيقي قرار مي گيرند , تومور سرطاني به طور كامل از بدن بيمار خارج مي شود. به طور ميانگين ميزان ادامه حيات براي حدود 10 درصد از بيماران مبتلا به سرطان كبد , تنها 5 سال مي باشد.
اين رقم براي بيماراني كه در اثر ساير بيماري ها (نظير بيماري قلبي ) جان خود را از دست دهند و يا در حال مرگ باشند , صدق نمي كند.
چه عواملي احتمال ابتلا به سرطان كبد را افزايش مي دهد
سرطان هاي مختلف داراي عوامل خطر گوناگوني هستند. عوامل خطر يا ريسك فاكتورها عبارتند از هر چيزي كه احتمال ابتلا به يك بيماري مانند سرطان را در افراد افزايش دهد. براي مثال قرار گرفتن پوست بدن در معرض اشعه شديد آفتاب يك عامل خطر براي سرطان پوست به شمار مي رود. همچنين دود سيگار ريسك فاكتوري براي سرطان ريه , دهان , حنجره , مثانه , كليه و چندين عضو ديگر بدن مي باشد. اما داشتن يك يا حتي چند عامل خطر به اين معنا نيست كه فرد مبتلا به آن بيماري خواهد شد. امروزه دانشمندان چندين عامل خطر كه شخص را در ابتلا به كارسينوم هپاتوسلولار مستعد مي سازد يافته اند. برخي از اين ريسك فاكتورها عبارتند از :
برخي از انواع هپاتيت هاي ويروسي :
بيماري عفوني مزمن و) HBV ( B ويروس هپاتيت ويروس هپاتيت سي , عوامل خطر بسيار مهمي در ابتلا به سرطان كبد مي باشند. اين بيماري هاي عفوني علت به وجود آمدن سرطان كبد هستند كه شايع ترين نوع سرطان در بسياري از نقاط جهان مي باشد.
سيروز كبدي :
سيروز حاصل شكل گيري يك بافت زخمي در كبد مي باشد كه اين مسئله اغلب ممكن است منجر به سرطان شود. سيروز كبدي بيشتر در ميان افرادي كه در مصرف الكل زياده روي مي كنند , بروز عامل C و B مي كند . هپاتيت اصلي بروز سيروز كبدي هستند. همچنين وجود مقدار بسيار زياد آهن در كبد يكي ديگر از عوامل بروز سيروز است . اين مورد اغلب در افرادي ديده مي شود كه مبتلا به يك بيماري ارثي به نام « هموكروماتوز » يا ديابت برنزه مي باشند.
قرارگيري درازمدت در معرض استنشاق « آفلاتوكسين » :
اين ماده سرطان زا در نواحي استوايي و نيمه استوايي به وسيله قارچ هايي كه اغلب در دانه هايي مثل گندم , بادام زميني , دانه سويا , پسته شامي , ذرت و برنج آلوده به راديواكتيو مي رويند , به وجود مي آيد.
كلريدوينيل و دي اكسيد توريوم :
اين مواد شيميايي از جمله عوامل خطر و ريسك فاكتورهاي ابتلا به سرطان همانژيوساركوم در كبد به حساب مي آيند. همچنين به نسبت كمتري , خطر ابتلا به سرطان كولانژيوم و هپاتوسلولار را نيز افزايش مي دهد. اهميت اين مواد شيميايي به عنوان عامل سرطان زا از زماني كمتر شده است كه ديگر دي اكسيد توريوم به صورت بلند مدت استفاده نشده است و كارگران نيز به لحاظ قرارگيري در معرض استنشاق كلريد وينيل به شدت تحت كنترل مي باشند.
قرص هاي ضد بارداري :
داروهاي خوراكي ضد بارداري به عنوان عامل بروز تومور خوش خيم كبدي « ادنوم هاي كبدي » شناخته شده اند. همچنين ممكن است داروهاي خوراكي ضد بارداري خطر ابتلا به سرطان هپاتوسلولار را اندكي افزايش دهند , اكثر مطالعاتي كه در خصوص رابطه ميان داروهاي خوراكي ضدبارداري و سرطان هپاتوسلولار انجام شده فقط انواع داروهاي ضدبارداري را كه ديگر مورد استفاده قرار نمي گيرند شامل مي شود. در ساخت داروهاي خوراكي ضد بارداري رايج , از انواع مختلف استروژن ها , مقادير مختلف استروژن و نيز تركيبات گوناگوني از استروژن ها با ساير هورمون ها استفاده شده است . اين كه آيا داروهاي خوراكي ضد بارداري جديد نيز خطر ابتلا به سرطان هپاتوسلولار را افزايش مي دهند يا خير , هنوز شناخته نشده است .
استروييدهاي آنابوليك :
استروييدهاي آنابوليك , هورمون هاي مردانه اي هستند كه توسط برخي از ورزشكاران براي افزايش نيرو , مورد استفاده قرار مي گيرند. استفاده طولاني مدت از استروييدهاي آنابوليك مي تواند خطر ابتلا به سرطان هپاتوسلولار را اندكي افزايش دهد. استروييدهاي شبه كورتيزوني نظير دگزامتازون چنين خطراتي را به دنبال ندارند.
آرسنيك :
نوشيدن آب آلوده به آرسنيك خطر ابتلا به سرطان هپاتوسلولار را در برخي از مناطق دنيا افزايش مي دهد.
علت بروز سرطان كبد چيست
اگر چه ما اطلاعاتي درباره برخي از ريسك فاكتورهاي سرطان هپاتوسلولار داريم اما روش دقيقي براي نشان دادن اين كه كداميك از اين عوامل باعث سرطاني شدن سلول هاي سالم كبد مي شوند وجود ندارد. دانشمندان معتقدند كه سرطان در دو مرحله پيشرفت مي كند. در مرحله اول به موجود بر روي سلول ها DNA DNA آسيب وارد مي شود . تقريبا براي هر نوع فرآيند شيميايي كه در بدن انسان صورت مي گيرد , حاوي دستورالعملي مي باشد. بعضي از اين دستورالعمل ها به رشد متناسب و كامل سلول هاي بدن كمك مي كند. اگر در اين دستورالعمل ها تغييري رخ دهد , ممكن است سلول ها بدون كنترل , رشد كرده و يك تومور را تشكيل دهند. خوشبختانه سلول هاي بدن تخريب شده DNA قادرند تا را مجددا مرمت و بازسازي كنند به گونه اي كه بيشتر DNA آسيب هاي وارد شده به موجب سرطان نمي شود.
برخي از مواد شيميايي سرطان زا نظير آفلاتوكسين , به موجود بر روي DNA سلول هاي كبد نيز آسيب وارد مي كنند. مطالعات اخير نشان مي دهد كه ماده شيميايي P 35 آفلاتوكسين به ژن شماره كه وظيفه آن جلوگيري از رشد بيش از حد سلول ها مي باشد , آسيب وارد مي كند. آسيب اين ژن DNA رسيدن به مي تواند باعث افزايش رشد غيرعادي سلول ها شده و در نهايت به سرطان منجر شود.
همچنين ابتلا سلول هاي كبد به انواع هپاتيت هاي DNA ويروسي مي تواند به آسيب وارد نمايد. اين DNA ويروس ها داراي مخصوص خودشان مي باشند كه دستورالعمل هايي درباره توليد ويروس هاي بيشتر و چگونگي آلوده سازي ساير سلول ها را با خود حمل مي كنند. در برخي از بيماران , ويروس مي تواند به DNA اين موجود بر DNA تنهايي وارد روي سلول هاي كبد شود. اما دانشمندان هنوز نمي دانند كه DNA دقيقا چطور اين ويروسي مي تواند منجر به سرطان شود.
اگر چه دانشمندان هنوز در آغاز شناخت اين فرايند هستند اما هنوز به اطلاعات بيشتري نيز دارند. آنها اميدوار هستند كه با درك كامل تر اين فرايند به بسط و گسترش روش هاي بهتر در پيشگيري و درمان سرطان هاي كبد كمك نمايند.
سرطان كبد
روزنامه جمهوري اسلامي 23/05/1382 HyperLink  افزودن به يادداشتها


تصویر روز
 



هشدار! آن كس كه براي جهان ديگر آفريده شده است با دنيايش چه كار باشد و آن كه به زودي ثروتش را باز مي ستانند و تنها حسابرسي و رنج هايش براي او مي ماند؛ ثروت به چه كارش مي آيد؟
حضرت علي(ع)